ترس

 

عنصرِ خلاقیت در هنرِ نویسندگی،  یعنی تمام آنچه که لازم دارید! 

یکی از مواردی که سّدِ راه ِ خلاقیت یک نویسنده است ، ترس از نوشتن است.

ترس را کنار بگذارید و خلاقیت خود را گسترش دهید.

شما می توانید نویسنده ی خلاقی باشید به شرطی که از کلیشه پردازی دست بردارید.

و قدم در راههای غیر قابلِ ورود بگذارید. راههای که کسی تا به حال نرفته است. 

این یعنی که باید ترس را از خود دور سازید و به آینده اعتماد کنید.

 

 

( آناهیتا مستاجران )

 

/ 5 نظر / 16 بازدید
آزیتا

سلام آناهیتای عزیز.قلم شیوایی داری.خوشحال می شم بهم سری بزنی و شعرامو بخونی. parande57.persianblog.ir[گل]

ابومسلم

سلام.من یه کتاب نوشتم ک میخوام از روش فیلم ساخته بشه البته بدون هیچ علمی از فتو فن نویسندگیو فیلمنامه نویسی داشته باشم نوشتم.باید ب کی نشون بدمش که ببینم اصلا ارزششو داره یا نه با تشکر منتظر پاسختوون هستم

محمد (ارمیا)

ریموند چندلر هجدهم مارس 1949 نامه‌ای به : الکس باریس من هر روز چه می‌کنم؟ وقتی بتوانم می‌نویسم و هروقت نمی‌توانم نمی‌نویسم؛ اغلب صبح زود یا در ساعات اولیه روز می‌نویسم. شب‌ها ایده‌های جذابی به ذهن می‌رسد، اما پایدار نیستند. این را خیلی وقت پیش فهمیدم. احتمالاً آگاه هستید که من خودم داستان‌هایم را ماشین می‌کنم. وقتی برای زندگی به اینجا آمدم، دیکتافون (دستگاهی که صدای خواننده را به متن تبدیل می‌کند) خریدم و در نوشتن فیلمنامه از آن کمک گرفتم. اما هرگز از آن برای داستان‌نویسی استفاده نکرده‌ام. وقتی شما برای نوشتن کلمات روی کاغذ انرژی صرف می‌کنید، آن وقت بیشتر مراقب هستید که کلمه مناسب را بنویسید. همیشه دیده‌ام نویسندگانی را که می‌گویند منتظر نمی‌شوند الهام به سراغشان بیاید یا جرقه‌ای در ذهنشان بزند. هر روز صبح ساعت هشت پشت ماشین تحریرشان می‌نشینند؛ حالا هوا بارانی باشد یا آفتابی؛ دستشان شکسته باشد یا خمار باشند یاهرچی، می‌نشینند و می‌نویسند. هرچقدرهم ذهنشان خالی باشد، می‌نشینند و می‌نویسند، اصلا کاری به جرقه ندارند. من این نویسنده‌ها را تحسین می‌کنم و از کتاب‌هایشان دوری می‌کنم. خودم منتظر جرقه می‌نشینم، هر