تکنیک های فیلمنامه نویسی - Scriptwriting Styles

نکاتی کوتاه در نوشتن فیلمنامه های بلند. آناهیتا مستاجران

دیکشنری و فیلمنامه
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٦  کلمات کلیدی: فیلمنامه ، تلگرام ، کانال کافه فیلمنامه ، دیکشنری

 

                                           دیکشنری کاراکتر ها  

یکی از راههای دیالوگ نویسی آسان تر، انتخاب یک "دیکشنری" برای هر شخصیت است. به هر شخصیت دیکشنری مخصوص خودش را بدهید.

بهتر است هر دیکشنری علاوه بر داشتن واژه‌های مخصوص، دارای لحن گفتاری مخصوص نیز باشد.


اگر کاراکتر A ، دانشمندهوا-فضا ست، دیکشنری او بیشتر حاوی کلمات و اصطلاحات هوا-فضایی ست.
اگر کاراکتر B ، سر آشپز است، دیکشنری او بیشتر حاوی واژه هایی ست که روزانه با آنها سرو کار دارد.

آنها حرفهایی را که میخواهند بزنند، اول در ذهنشان شبیه سازی میکنند با آنچه بیشتر با آن آشنا هستند، یا به آن فکر میکنند یا در معرض آن هستند، سپس آن حرف را بیان میکنند.

مثلا دیالوگ آنها در مورد گرم شدن کره زمین :

- کاراکتر A : سیل گازهای گلخانه ای ،تموم زمین رو گرفته. تا چند سال آینده با بحران روبرو میشیم.

- کاراکتر B : زمین داره میشه عین کوره آدم پزی. هر چی ام پیش میره داغ تر میشه .

هر گاه با مشکل دیالوگ نویسی مواجه شدید، کافی ست دیکشنری هر کاراکتر را باز کرده ، و واژه ها را از آنجا پیدا کنید.

...............................................................................................................

مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام دنبال نمایید. 

@scriptwriting100

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ، تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.

آناهیتا مستاجران


 
در چه طبقه ای فیلمنامه بنویسیم؟ اول یا هفدهم ؟
ساعت ٤:٠۱ ‎ق.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳٩٦  کلمات کلیدی: فیلمنامه ، چشم اندا و جزییات ، تلگرام ، آناهیتا مستاجران

ویوی فیلمنامه از طبقه ی  هفدهم
  
 
 
 
وقتی در طبقه‌ی اول هستید، ویـوی View روبروی شما دارای چشم انداز بزرگی نیست اما می توانید جزئیات را به خوبی و وضوح ببینید.
 
اگر سوار آسانسور شوید و به طبقه ی هفدهم بروید،  قضیه فرق میکند. شما در طبقه  17، ویوی بزرگی را مشاهده میکنید و چیزهایی که در طبقه اول نمی‌دیدید، حالا به راحتی  می بینید با این تفاوت که دیگر نمی توانید جزئیات را بینید.
 
🔸کدام طبقه برای نوشتن فیلمنامه مناسب تر است ؟ اول یا هفدهم؟ 

-  پاسخ : هر دو .

 
در طول پروسه ی نگارش فیلمنامه، لازم است که  مرتباً سوار آسانسور شوید و بین طبقات اول و هفدهم در رفت و آمد باشید. هر چند خسته کننده است اما با این کار  میتوانید هم جزئیات را ببینید و هم چشم انداز بزرگتری از فیلمنامه را .
 
🔎🔎 جزئیات  و  چشم انداز ، هر دو مهم هستند.
 
بدون دیدن چشم انداز در فیلمنامه ،  داستان شما سمت و سویی پیدا نمی‌کند و بدون دیدن جزئیات در فیلمنامه، داستان شما رنگ و بویی پیدا نمی کند.
 

...............................................................................................................

مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام دنبال نمایید. 

@scriptwriting100

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ، تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.

( آناهیتا مستاجران )


 
تقویت ماهیچه های خلاقیت
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳٩٥  کلمات کلیدی: خلاقیت ، فیتنس ، تلگرام ، فیلمنامه

 

                       ماهـیچه های خـلاقیت را تقـویت کنیم !                 

برای تقویت ماهیچه های خلاقیت، از بن بست کلیشه ها عبور کنید.  

به خلاقیت نه بعنوان یک چیز فانتزی و لحظه ای، بلکه بعنوان یک عادت ِ همیشگی نگاه کنید.

عادت به خلاق بودن را در خود ایجاد نمایید.

سوالات عجیب غریب از خودتان بپرسید مثلا :

چی میشه اگه یه آینه بتونه عکس بگیره !

چی میشه اگه بارون از زمین به آسمون بره !

چی میشه اگه شبانه روز از 24 ساعت بشه 23 ساعت !

و ...

با تمرین اینگونه پرسش گری ها، متوجه خواهید که سرزمین خلاقیت هیچ حد و مرزی ندارد و اگر قرار باشد شما داستان یا فیلمنامه ای بنویسید، نیازی نیست سراغ موضوعات کلیشه ای بروید. یا اگر قرار باشد یک نقاشی جدید بکشید یا بخواهید یک لوگو طراحی کنید یا یک محصول جدید تولید نمایید یا یک غذای جدید بپزید، نیازی نیست از روی کار ِ بقیه کپی کنید، بلکه می توانید یک اتفاق جدید خلق کنید. 

اگر از دیدن و شنیدن چیزهای خلاقانه به وجد می آیید و لذت می برید، شما نیز قطعا دارای پتانسیل خلاق بودن هستید و می توانید به سرعت فرد خلاقی بشوید، اما اگر در مقابل پدیده های خلاقانه و نو، گارد می گیرید در واقع دارید این پتانسیل را در خودتان از بین می برید.

سرزدن به سایت ها یا کانال های مربوط به خلاقیت، دوستی با آدمهای خلاق، دیدن تولیدات هنری یا صنعتی خلاقانه و خلاصه قرار گرفتن در اتمسقر خلاقیت، ماهیچه های خلاقیت شما را قوی تر می سازد. 


..............................................................................................................

مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام دنبال نمایید. 

@scriptwriting100

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ، تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.

( آناهیتا مستاجران )

 


 
اولین نگاه
ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز ٧ آذر ۱۳٩٥  کلمات کلیدی: فیلمنامه ، آناهیتا مستاجران ، کافه فیلمنامه ، تلگرام

 

 

اولـین نگاه 

انتخاب ِ صحیحِ  اولین سکانس، در اولین زمان از فیلمنامه، نه تنها مهم ، بلکه حیاتی ست.

اولین سکانس، اولین بیان ، اولین کنش، اولین واکنش ، اولین اتفاق و در کل اولین صفحه ی فیلمنامه ی شما، اگر خوب باشد، باعث می شود که خواننده به صفحه ی دوم برود.

 اگر نه ، صفحه ی دوم و سوم و بقیه خوانده نمی شوند. حتی اگر بسیاز زیبا باشند.

این اصلا ناعادلانه نیست . با مثال زیر متوجه می شوید که چرا ناعادلانه نیست :

- فرض کنید در یک مرکز خرید بزرگ هستید. حقِ انتخابِ شما بسیار بالاست.  همه ی مغازه ها خوب به نظر می رسند. پشت ویترین ِ یکی از مغازه ها می ایستید. اگر مغازه دار،  بهترین و شیک ترین اجناس خود را در قفسه های داخل مغازه اش چیده باشد و فقط اجناس معمولی را پشت ویترین گذاشته باشد، در حقیقت این شانس را از خودش می گیرد که شما وارد مغازه ی او شوید.  شما وارد مغازه ی بعدی می شوید که بهترین و شیک ترین اجناسش را پشت ویترین گذاشته تا در اولین نگاه، آنها را ببینید. در واقع آن مغازه دار دومی، از تکنیک  هوک استفاده کرده. هوک به معنای قلاب. 

شما هم موقع نگارش فیلمنامه، با خلاقیت و خوش سلیقگی خود ، می توانید از این روش بهره گیرید و  اولین  سکانس را به گونه ای طراحی نمایید که هم به قدر کافی هوک داشته باشد و  هم آغاز خوبی برای فیلمنامه باشد و هم اینکه کاملا مربوط به قصه باشد. 

 

..............................................................................................................

مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام دنبال نمایید. 

@scriptwriting100

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.

( آناهیتا مستاجران )


 


 
فیلمنامه چیست ؟
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢٥ آبان ۱۳٩٥  کلمات کلیدی: سفر قهرمان ، فیلمنامه ، سفر درونی ، سفر بیرونی
 
 
....

تعریف فیلمنامه
 
  
همانطور که گفته شد  و درسخنان مایکل هگ نیز شنیدیم( این سخنان را می توانید  در کانال کافه فیلمنامه بشنوید)، عبارت سفر درونی و سفر بیرونی قهرمان این روزها در مجامع فیلمنامه نویسی آمریکا زیاد استفاده می شود.
 
متن زیر یکی از مقاله هایی ست که با همین مضمون نوشته شده. 

نوشته ی : Marshall Thornton
ترجمه + تالیف : کافه فیلمنامه
........................................
 
 
فیلمنامه چیست ؟
در دیکشنری وبستر Webster’s Dictionary  آمده که:
فیلمنامه متنی ست شامل دیالوگ + شرح صحنه .
 
 
اما آیا واقعا همه ی فیلمنامه در این توضیح می گنجد؟
می توان 120 صفحه دیالوگ + شرح صحنه نوشت اما بی هیچ قصه ی درست و حسابی.  

آیا همچنان این یک فیلمنامه است؟  
نه. چون قصه ای ندارد.  
 
 
حالا می رسیم به اینکه قصه چیست ؟ 
 
قصه در تمام قالب های هنری وجود دارد با معانی ویژه ی خودش. 
در نقاشی، عکاسی، مجسمه سازی، موسیقی، رقص و غیره. 
 
و اما قصه در فیلمنامه چیست ؟ 
- در فیلمنامه، قصه ای که ما می بینیم ، آرک شخصیت است به صورت بیرونی.
یعنی سفر بیرونی قهرمان و سروکله زدن با موانع . 
 
 
اما یک آرک هم در درون شخصیت دارد ایجاد می شود که همزمان با آرک بیرونی ست.
 
فیلمنامه ، نه مثل تآتر است که از طریق دیالوگها آرک درونی شخصیت مشخص شود،
و نه مثل رمان است که بشود احساس درونی شخصیت را نوشت و آرک درونی شخصیت را فهمید.
 
در فیلمنامه، آرک درونی شخصیت از طریق آرک بیرونی ساخته می شود.
و آرک بیرونی هم، از طریق (کنش و واکنش + دیالوگها ) ساخته می شود.
 
 
پس در فیلمنامه : 
قصه = آرک درونی + آرک بیرونی  
یا
 
قصه = سفر درونی + سفر بیرونی  
 
در نتیجه فیلمنامه صرفا ( دیالوگ + شرح صحنه ) نیست، بلکه معجونی ست از دو سفر و آرک درونی وبیرونی قهرمان که از طریق دیالوگ ها و شرح صحنه ها ساخته میشود. 
.................................................................................................................

مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام دنبال نمایید. 

@scriptwriting100 

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.

( آناهیتا مستاجران )



 
شخصیت پردازی عمیق
ساعت ۳:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱٥ مهر ۱۳٩٥  کلمات کلیدی: فیلمنامه ، کافه فیلمنامه ، شخصیت پردازی ، رستوران
 
 
عمیق بشناسیم کاراکترهای فیلمنامه را

تا چه حدعمیق ؟ 
تا حدی که مثلا اگر شخصیت A با شخصیت B به رستوران می روند، دقیقا بدانید هر کدام  الان چه عذایی را سفارش می دهند. 🍴☕️
- با این شناخت عمیق در همه ی زمینه ها، شما همه ی کنش ها و  واکنش های کاراکترهای فیلمنامه را منطقی  می کنید حتی اگر کارهایشان غیر منطقی باشد.
منطق ِ روایت با منطق ِ خارج از روایت کاملا فرق دارد.
مثلا فیلمهای تخیلی یا فانتزی  در دنیای واقعی ما، اصلا منطقی نیستند، اما در داخل روایت، منطقِ خودشان را  رعایت می کنند. 
ممکن است در یک فیلمنامه ی فانتزی، یک مورچه، بزرگتر از یک فیل باشد، اما شخصیت پردازی این مورچه کاملا باید با منطقِ داخلِ  این روایت، هماهنگ باشد.
 
پرسش :
اول شخصیت پردازی کنیم یا اول روایت را بنویسیم؟ 🤔 
 پاسخ : 
شخصیت و روایت، هر دو  همزمان با هم رشد می کنند. 
هر دو مکمل هم هستند. 
هر چه شخصیت را عمیق تر بشناسیم، بهتر می توانیم روایت را ، ((منطقی)) جلو ببریم .
و هر چه روایت جلو می رود، شخصیت ها ((عمیق تر ))می شوند.   

..............................................................................................................

مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام دنبال نمایید. 

@scriptwriting100

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.


( آناهیتا مستاجران )



 
بهترین زاویه
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۸ شهریور ۱۳٩٥  کلمات کلیدی: فیلمنامه ، زاویه ، تلگرام ، کافه فیلمنامه

                                               🌑 🌒 🌓 🌔 🌕

                                          بازی زاویه ها


این بازی، یک روش برای پیدا کردن ایده های جدید است.

یعنی چی ؟
شاید برخی فیلمنامه نویسان، برای پیدا کردن ایده های جدید کمی مشکل داشته باشند.
اما با بازی زاویه ها، به راحتی این مشکل بر طرف می گردد.

قانون بازی زوایه ها به این صورت است که، یک ایده را مثل یک کره ی ماه، روبروی چشمتان می گذارید.
احتمالا یک ایده ی تکراری است و قبلا کار شده است. اما اشکالی ندارد.
شما در این بازی سعی می کنید همین ایده را، حدود 10 درجه بگردانید.
یا 20 درجه ...
یا 30 درجه ...
تا 180 درجه می توانید ایده را چرخش دهید، با هر بار چرخیدن ، یک شکل جدید از ایده را به دست می آورید.
قطعا تمامی این اشکال، به درد بخور نیستند، پس نکته ی مهم در این بازی این است که ، بهترین زاویه را انتخاب نمایید.

کدام زاویه از همه جدید تر است ، کمتر دیده شده یا اصلا دیده نشده ؟
کدام زاویه مطابق علاقه ی شماست ؟
کدام زاویه برای مخاطب جذاب تر است ؟
کدام زاویه پیرنگ بهتری در اختیار شما می گذارد؟
کدام زاویه به لحاظ ساخت ، بهتر است ؟
و ده ها سوال دیگر...
در انتها، از تمام پاسخ هایتان، یک برآیند بگیرید. و بهترین زاویه را انتخاب نمایید.


اقتباس از : screencraft ..................................................................................................

 مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام نیز دنبال نمایید. 

 

scriptwriting100@

 


 
باز نویسی
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۸ شهریور ۱۳٩٥  کلمات کلیدی: فیلمنامه ، بازنویسی ، اهمیت ، تلگرام

   

اهمیت باز نویسی در فیلمنامه



بازنویسی فیلمنامه، یک هنر است. 
یک حقیقت در دنیای فیلمنامه نویسی ست که باید قبول کنیم.
 
نسخه های اول به خصوص اولین نسخه، بسیار بد هستند. 
فرقی ندارد یک نویسنده ی چیره دست باشید ،یا تازه کار
تنها راه برای درخشان شدن فیلمنامه ، بازنویسی های سخت و طافت فرساست.

بازنویسی از نگارش اولیه سخت تر است. برای همین ترجیح می دهیم سراغش نرویم.مایلیم که همان اولین نسخه ، کامل و بی عیب و نقص باشد، اما  هرگز اینطور نیست.


تا قبل از بازنویسی  :
 
_ هنوز شخصیت ها به طور کامل شکل نگرفته اند. در نتیجه فیلمنامه هویت ندارد.

_ جزییات و موتیف های زیادی را وارد فیلمنامه نکرده ایم. در نتیجه فیلمنامه چندان طبیعی به نظر نمی رسد.

 
_ ارتباط سکانس ها با هم کم است. در نتیجه ساختار داستان کامل نشده است.

_ مشکلاتی هستند که فقط در زمان بازنویسی دیده خواهند شد و باید برطرف گردند تا فیلمنامه سوتی نداشته باشد.

_ تا از قبل از بازنویسی، سکانس ها و دیالوگ های اضافی زیادی در فیلمنامه وجود دارد، اما پس از بازنویسی، فیلمنامه ی شما تصفیه می شود ، شفاف می شود و زلال ، و مخاطب می تواند آن را بنوشد.

_ تا قبل از بازنویسی ، فیلمنامه ی کند و کم حرکتی دارید. اما هر چه بازنویسی ها بیشتر شود، سرعت فیلمنامه بیشتر می شود. بیشتر شدن سرعت فیلمنامه یعنی از یکنواختی و کسالت بودن آن کم می شود.

🔎🔎🔎

بزرگ ترین کمکی که بازنویسی انجام می دهد ، آموزش کاربردی و عملی ست. فیلمنامه نویس در بازنویس ها پی به نکات بسیار مهم و باارزشی می برد که  از هر کلاس درسی مفید تر است.

 

Rewrite and trim all of the fat that you can   

( Ken Miyamoto)

بازنویسی کنید و تمام چربیهای اضافه را از بین ببرید.
( کن میاموتو )  

منبع : screencraft
..................................................................................................................

مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام نیز دنبال نمایید. 

scriptwriting100@

 

 


 
وزن کاراکتر
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ٤ امرداد ۱۳٩٥  کلمات کلیدی: آناهیتا مستاجران ، تلگرام ، فیلمنامه ، وزن

 

وزن دادن به کاراکترها

 
 
تصویر کنید در یک صحنه ی فیلم، کدامیک از این دو  موتیف در ذهن شما می ماند ؟  
- یک پرِ کاه که روی هوا معلق است و بودن و نبودنش فرقی به حال داستان ندارد،
-  یا یک وزنه ی سنگین که ممکن است هر لحظه بر سر و کولِ کسی سقوط کند ؟

* پاسخ واضح است. 

- وزنه ی سنگین بیشتر به چشم می آید تا پرِ کاه.
 
حال همین مورد را به کاراکترهای فیلمنامه تعمیم می دهیم :
کاراکترهای سبک و بی وزن که بود و نبودشان فرقی به حال داستان ندارد و هر کسی می تواند نقش آنها را ایفا نماید ، شبیه به پرِ کاه هستند که  هیچ جذابیت و کششی در فیلمنامه ایجاد نمی کنند. آنها برای مخاطب مهم نیستند. مخاطب برایش فرقی ندارد آنها را در فیلم ببیند یا نه.
 
اما بر عکس، کاراکترهای دارای وزن ، به لحاظ شخصیت پردازی دارای عمق  هستند. این کاراکترها  به خوبی توسط فیلمنامه نویس، شخصیت پردازی شده اند. در نتیجه بودن  و نبودشان تاثیر  مهمی بر روند داستان دارد.

به هر کاراکتری وزن بدهید تا حضورش در روایت تاثیر گذار باشد و مخاطب را جذب کند.

 

(( آناهیتا مستاجران))

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است. 

..................................................................................................................

مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام نیز دنبال نمایید. 

@scriptwriting100


🎬📔 #کافه_فیلمنامه


 
بزرگترین قانون
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳٩٥  کلمات کلیدی: کافه فیلمنامه ، قانون ، فیلمنامه ، آناهیتا مستاجران

 

 

بزرگترین قانون در فیلمنامه نویسی چیست ؟ 

بزگترین قانون ، ایجاد لذت در مخاطب است.  
هیچ قانونی بالاتر از این قانون  وجود ندارد.
 
- تمام فرمول ها و  تکنیک های گفته شده  توسط مدرسان بزرگ فیلمنامه نویسی ، به همین منظور است.
هدف این است که با شیوه های مختلف ، در مخاطب، احساس لذت ایجاد شود تا بخواهد ادامه ی داستان را ببیند.

ساختارهای قهرمان محور .
تنوع  ژانرها .
استفاده از عناصر طنز .
ایجاد معما در داستان.
ایجاد همذات پنداری در مخاطب.
طرح ریزی پیرنگ قوی.
طرح ریزی نقاط عطف.
ایجاد کشمکش های چند لایه ای.
شخصیت پردازی چند بعدی.
ایجاد پیرنگ های فرعی مرتبط با پیرنگ اصلی.
و....
همه ی اینها در فیلمنامه نویسی،  به منظور رعایت #قانون_ایجاد_لذت_درمخاطب ، به کار می روند نه برای دکوراسیون .
 
🔶 شما بعنوان یک فرد خلاق و مبتکر، به راحتی می توانید این قانون را در فیلمنامه ی خود پیاده سازید.

( آناهیتا مستاجران )

.....................................................................................................................


مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام دنبال نمایید. 

@scriptwriting100


 
بررسی تکنیکی فیلمنامه ی اسپات لایت
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱٢ خرداد ۱۳٩٥  کلمات کلیدی:

 

بررسی جز به جز  فیلمنامه ی اسپات لایت.
این فیلمنامه برنده ی اسکار 2016 شده است.

جهت مطالعه می توانید از این لینک  استفاده نمایید . 

 


 
اثر انگشت
ساعت ٤:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اثرانگشت ، فیلمنامه ، کافه فیلمنامه ، تلگرام

 

- آدمها ،  اثر انگشت منحصر ِ به فرد  دارند.

حتی دو قلوهای همسان  که از یک سلول ِ واحد ، خلق شده اند!

- در فیلمنامه  نیز، آدمها،  اثر انگشت منحصر به فرد دارند.

حتی اگر در ذهن یک نویسنده ی واحد، خلق شده باشند.

 

 

                         

 

☑️ آدمهای فیلمنامه ، متفاوت فکر می کنند.

☑️متفاوت حرف می زنند.

☑️متفاوت لباس می پوشند.

☑️متفاوت راه می روند.

🔎 آنها در همه چیز متفاوت اند ،حتی اگر شده جزئئ. 

- این تفاوت ها، باعث شکل گیری آدمهایی در فضای فیلمنامه می شود که هر کدام می توانند بر اساس ویژگیهای منحصر به فردِ خود ، داستان را به جلو ببرند.

- چه در نقش پروتاگونیست باشند و چه در نقش آنتاگونیست.

🔸🔸🔸🔸البته نکته ی مهم تر این است که :

- چه دلایلی باعث ایجاد چنین تفاوت هایی در آدمهای فیلمنامه شده است ؟

- پاسخ :

زندگی پیشین  و اکنونِ شخصیت ها، باعث شکل گیری این تفاوت ها می شود.

☑️به همین دلیل است که فیلمنامه نویس ، بایستی پروفایل کامل شخصیت های فیلمنامه اش را تهیه کند تا به  شخصیت پردازی  های خوبی دست یابد.

- شخصیت های فیلمنامه ی شما  از ناکجا آباد بوجود نیامده اند !

 

 

..............................................................................................................

مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام دنبال نمایید. 

@scriptwriting100

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.
( آناهیتا مستاجران )


 
فیلمنامه ی زنده ی باشعور !
ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ روز ٧ بهمن ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:


◀️  فیلمنامه ی زنده ی باشعور !  

 
یک فیلمنامه ی زنده ی باشعور، دارای دو حرکت است :  

 1- حرکت رو به جلو . حرکت خطی :  

در این حرکت ،  قصه شکل می گیرد. یعنی که ماجرها یکی پس از دیگری اتفاق می افتند و داستان به سمت جلو حرکت می کند و ما متوجه ی (( اتفاقات   )) می شویم.


 2- حرکت لایه ای . حرکت عمق دار :
در این حرکت ،  ما  به جای دیدن اتفاقات ، ((اطلاعات)) را دریافت می کنیم.  یعنی که متوجه ی نکته های مهم فیلم می شویم یا دچار احساسات می شویم و عواطفمان برانگیخته می شود . در این حرکت به شخصیت های داستان نزدیک  و نزدیک تر می شویم.
 

☑️  اگر این دو حرکت، همزمان با هم اتفاق بیافتد ، فیلمنامه دارای قصه و مفهموم ( هر دو )  است  .  و ما صرفا با یک فیلمنامه ی پر از قصه ی بی معنی روبرو نیستیم که نتوانیم با شخصیت های آن همذات پنداری و همدلی داشته باشیم، بلکه با قصه ای طرفیم که عمیق است ، شعور دارد  ، جان دارد  و  زنده است !

..................................................................................................................

مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام دنبال نمایید. 

@scriptwriting100


 
نقش آدم بدها در فیلمنامه نویسی
ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ٢۸ دی ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:


توضیح :


آنتاگونیست ها = آدم بدها
پروتاگونیست ها = آدم خوب ها

* آنتاگونیست ها ، نیروهایی هستند که در تقابل با پروتاگونیست ها عمل می کنند.
 
📢 به زبان ساده ، آنتاگونیست ها ، آدم بدهای قصه هستند که با آدم خوب های قصه  مقابله می کنند.

🔎اما  چرا ؟  
- به چه علت آنتاگونیست ها با پروتاگونیست ها مخالف می کنند ؟
- چرا  آنتاگونیست ها مانع می شوند که پروتاگونیست ها  به هدفهایشان برسند ؟

☑️ این پرسشها بسیار مهم است و  هر فیلمنامه نویسی باید عمیقا ، از خود این پرسشها را  بپرسد.

▫️شما بعنوان  فیلمنامه نویس ، بایستی دلایل و توجیهات کامل ، کافی و لازم را ، برای آنتاگونیست های فیلمنامه داشته باشید ، تا آنها را روبروی پروتاگونیست های روایت قرار دهید. ⬇️⬇️

در غیر این صورت ، شخصیت اصلی ( پروتاگونیست ) از نیروی بازدارنده ی کافی برای حرکت در داستان ، بهره نمی برد و در نتیجه میزان کشمکش بین دو قطب متضاد در فیمنامه به شدت کاهش می یابد.  
و این یعنی ، فیلمنامه از جذابیت و کشش کافی برخوردار نخواهد بود.  


📢 به زبان ساده تر :
 آدم بدهای قصه ، باید آنقدر انگیزه ی قوی داشته باشند تا با آدم خوب های قصه ، مبازره کنند و نگذارند آنها به اهدافشان برسند.

▫️اگر آدم بدها ، انگیزه ی قوی نداشته باشند ، شل و ول  عمل می کنند. در نتیجه فیلمنامه هم آبکی میشود !

................................................................................................................


مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال کافه فیلمنامه ، در تلگرام دنبال نمایید. 

@scriptwriting100


 
پردازش شخصیت
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۸ دی ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:




▫️فرض کنید یک مجسمه ساز هستید و باید از یک تکه سنگ بی شکل ، یک پیکره ی زیبا بسازید !!!
چطور ممکن است ؟
 
 🚩🚩🚩
☑️ساختن شخصیت در فیلمنامه نیز ،دقیقا شبیه به کار مجسمه سازی است که قرار است از یک تکه سنگ بی شکل ، یک مجسمه ی زیبا بسازد.

▫️در ابتدا یک شخصیت کاملا بی شکل و موهومی ، در ذهن نویسنده وجود دارد. حتی نامش را هم نمی داند ، زن یا مرد بودنش هنوز مشخص نیست ، سن و سالش نیز نامعلوم است ، اما این شخصیت قرار است تبدیل به شخصیت اصلی فیلمنامه شود.
آیا ممکن است ؟
- بله

بایستی به هر نحوی ، شخصیت فیلمنامه را شناخت چون :

- قرار است قهرمان یا ضد قهرمان شود.

- قرار است تمام ماجرای فیلمنامه را بسازد و کم نیاورد.

 - قرار است از مراحل متعدد فیلمنامه عبور نماید.
 
🔎 پس چطور ممکن است تا شخصیت اصلی را نشناسید ، او را وارد ماجرا نمایید ؟

☑️شناخت شخصیت ، از تمام زاویا ، برای تشکیل یک ماجرای خوب، بسیار مهم و حیاتی است.

▫️شناخت شخصیت ، فیلمنامه را زنده می کند.
▫️عدم شناخت شخصیت ، فیلمنامه را می کُشد .

 


( آناهیتا مستاجران ) 

................................................................................................................


مطالب تکنیک های فیلمنامه نویسی را می توانید در کانال 📔🎬 کافه فیلمنامه ، در تلگرام دنبال نمایید.

scriptwriting100@


 
کانال کافه فیلمنامه در تلگرام
ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱٥ آبان ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: تلگرام ، کافه فیلمنامه ، فیلمنامه

 

لینک کانال کافه فیلمنامه در تلگرام 

 

https://telegram.me/scriptwriting100


 
تکنیک دکمه !
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ٢۱ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

 

  

 

 

پرسش  : نگارش یک فیلمنامه از کجا آغاز می گردد ؟

پاسخ : از هر جایی !   هیچ قانونی وجود ندارد !

پس از یاد گیری اصول و تکنیک های نگارش فیلمنامه ، به مرحله ای می رسید که قصد  دارید یک فیلمنامه بنویسید و سوالی که اغلب در ذهن پدیدار می شود سوال بالاست. و پاسخش هم پاسخ بالا !

شما از هر چیزی می توانید به یک فیلمنامه ی خوب برسید. از یک ایده ی خوب ، یا   یک سکانس جالب ، و یا یک شخصیت متفاوت ، یا حتی یک جمله ی قوی ، یا  یک تصویر ذهنی ، و  از یک عکس ،  از یک رویا ، یک  خاطره ، یک زندگی نامه و خلاصه   آغاز این راه، از هر نقطه ای امکان پذیر است و هیچ محدودتی وجود ندارد. اما ...

اما همه ی مواد خام ِ بالا را بایستی بتوانید به فرمت فیلمنامه تبدیل کنید، در غیر این صورت، بوی خامی و ناپختگی از متن شما به مشام خواهد رسید.

از هر جایی شروع می کنید مهم نیست،  اما بایستی بتوانید یک پیرنگ قوی ایجاد کنید و شخصیت های فیلمنامه را به خوبی پردازش کنید ، باید بتوانید  به نقاط عطف و اوج خوبی برسید، و پیچش پایانی خوبی  طراحی کنید و در نهایت  پایان را به بهترین نحو انتخاب کنید و  خلاصه اینکه بله می توانید با یک دکمه ، پیراهن بدوزید ، اما بایستی الگوی یک پیراهن را بر اساس آن دکمه طراحی کنید !

اگر یک دکمه پیدا کردید  و خواستید با آن یک پیراهن بدوزید ، بایستی پیراهن شما به آن دکمه مربوط باشد و همچنین سایر دکمه ها هم بایستی شبیه به اولی باشند تا  یک دوخت  ایده آل به دست آورید  و اصلا هم مهم نیست که از یک دکمه شروع کرده اید یا از یک پارچه ی گران قیمت !

مهم نتیجه ی خوب است. و برای رسیدن به نتیجه ی خوب، بایستی به دقت  اجزای مناسب را انتخاب و  هر کدام را سر جای خودشان قرار دهید.

     

        

(آناهیتا مستاجران ) 

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.

 


 
موقعیت یاب خوبی باشید.
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

 

تا جایی که ممکن است ، بهترین  لوکیشن را برای وقوع هر اتفاق انتخاب نمایید.

مثلا برای یک  سکانس تعقیب و گریز می توانید از لوکیشن های  زیر استفاده کنید :

1- خیابان.

2- کوچه ی بن بست.

3- عمارت بزرگ و مخروبه

4-  سوپر مارکت

به نظر شما بهترین انتخاب چیست ؟

هیچ پاسخ قطعی وجود ندارد ! 

بسته به اینکه هدف شما از این سکانس چیست و در نهایت قرار است سکانس بعدی چه اتفاقی رخ دهد باید موقعیت مناسب را انتخاب نمایید. 

همچنین اگر فیلمنامه ی شما طنز است، لوکیشن سوپر مارکت می تواند موقعیت های طنز خوبی برای آن اینجاد کند.


یا اگر فیلمنامه ی شما در ژآنر وحشت است ، یک عمارت بزرگ مخروبه می تواند قضای وحشت بیشتری ایجاد نماید.

 

اینکه چه لوکیشنی مناسب چه سکانسی است، از اهمیت  ویژه ای برخوردار است اما در عین حال هیچ قطعیتی هم وجود ندارد .

این تصمیم بر می گردد به هر لحظه از فیلمنامه.

در نتیجه سعی کنید موقعیت یاب خوبی باشید   و بسته به اهداف محتلفی که شخصیت دارد، ژانر فیلمنامه ،  سبک زندگی شخصیت ها ،  امکانات تولید ، و صدها عامل دیگر ، بهترین لوکیشن  را  برای هر سکانس انتخاب نمایید .

 

 

(آناهیتا مستاجران ) 

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.

 


 
آهن ربا
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: فیلمنامه ، آناهیتا مستاجران ، فیلم ، داستان

 

یک آهن ربا،  یعنی یک قطب مثبت و یک قطب منفی ، در غیر این صورت آهن ربایی درکار نیست در نتیجه  ربایشی هم در کار نیست  و سرانجام اتفاق خاصی  نمی افتد!

وجود دو قطبِ مثبت و منفی، در همه ی ابعاد جهان هستی بسیار پر رنگ است. از ذرات زیر اتم ها بگیرید تا میدان مغناطیسی کره ی زمین ...

در یک فیلمنامه نیز، بدون وجود این دو قطب، هیچ حرفی برای گفتن نیست. چرا که رویارویی یک قطب مثبت و منفی است که باعث ایجاد خاصیت جذب می شود.

اگر به ازای هر شخصیت اصلی فیلمنامه ی شما که  مثبت یا منفی است ، یک شخصیت منفی یا مثبت دیگری وجود نداشته باشد و آنها روبروی هم قرار نگیرند، کشمکشی هم بوجود نمی آید، و بدون کشمکش، فیلمنامه ای بوجود می آورد که  حوصله ی همگان را سر می برد!

البته همیشه قطب های منفی و مثبت ، شخصیت های انسانی نیستند. گاه یک شخصیت انسانی مثبت ، در تقابل با طبیعتی منفی، مثل زلزله قرار می گیرد و غیره... 

پس هر گاه قصد نوشتن فیلمنامه ای را دارید و به یک ایده ی خوبی رسیدید، از تکنیک آهن ربا حتما استفاده کنید. قطب های + و -  را ، رو در روی هم بچینید و سعی کنیدبه شیوه های خلاقانه ای، این تقابل را بیشتر و بیشتر کنید . + - 

 

(آناهیتا مستاجران ) 

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.

 


 
Spin Yarn
ساعت ٥:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

 

شگقت انگیز اینکه انسان می تواند به این توانایی منحصر به فرد برسد که با گذاردن قلم  روی کاغذ، تار و پود آنرا به هم ببافد و افسانه هایی زیبا خلق کند. 

گراهام مور


 
Glory
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱ اردیبهشت ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

 

 

ترجمه و نقد ترانه ی گلوری ، برنده ی اسکار 2015 بهترین ترانه ی سینمای را می توانید از

اینجا مطالعه کنید.


 
جاده ی دو طرفه !
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

 

مسیر فیلمنامه نویسی را شبیه به یک جاده ی دو طرفه ( رفت و برگشتی ) ببینید.

در چنین جاده ای، همیشه امکان برگشتن به نقطه ی اول و شروع کردن از همان نقطه و ایجاد یک مسیر متفاوت تر از مسیر قبل، وجود دارد.

در فیلمنامه هیچ چیز وحی مُنزل نیست ، یعنی نباید فکر کنید مثلا چون در واقعیت فلان اتفاق رخ داده پس در فیلمنامه  هم باید رخ دهد. یا مثلا چون در واقعیت فلان اتفاق اصلا رخ نمی دهد ، پس نباید در فیلمنامه هم اتفاق بیفتد.

البته فراموش نکنید که شما در چارچوب ژانر فیلمنامه  آزادید از هر گونه خلاقیتی استفاده کنید، و چون از همان ابتدا به مخاطب فهمانده اید با چه نوع فضایی سروکار دارد، در نیتجه اتفاقاتی که در آن فضا رخ میدهد برای او قابل قبول خواهد بود.

اما به خاطر داشته باشید بازهم احتمال تغییرات جزئی یا کلی در هر لحظه وجود دارد ، حتی ممکن است لازم شود دوباره از نوشروع به پی ریزی کنید . 

کم کم به تجربه ی شما در این مسیر های رفت و برگشتی افزوده خواهد شد و آنگاه متوجه می شوید یک فیلمنامه ی خوب، بایستی غیر قابل پیش بینی باشد.

پس لطفا به جای جاده ی یکطرفه، از جاده ی دو طرفه برای حرکت در مسیر فیلمنامه نویسی استفاده کنید. جاده ای که هر وقت نیاز شد، بتوانید دور بزنید و به مسیر دیگری بروید.

 

 

(آناهیتا مستاجران )

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.

 


 
زیر متن
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

شنیدنِ ناگفته ها ، خواندنِ نانوشته ها، یا به اصطلاح زیر متن ها، در دیالوگ های شخصیت های شما ، باعث ارتقاء سطح فیلمنامه می شود.

زیر متن یعنی بین دو جمله ای که شخصیت بیان می گوید،یک جمله ی نامرئی نهفته است که در واقع همان جمله ای ست که مخاطب باید متوجه شود. ...
یک زیر متن خوب ، دیالوگی ست که پر از حرفهای معنا دار که در قالب واژه نمی گنجد.
اگر از همان ابتدا، شخصیت های مثبت یا منفی فیلمنامه ی خود را به گونه ای طراحی کنید که توانایی گفتن زیر متن را داشته باشند، می توانید از این تکنیک برای کیفیت بخشیدن به دیالوگ نویسی استفاده کنید.
لازم نیست شخصیت شما حتما یک آدمِ کتاب خوان یا نویسنده یا پژوهشگر باشد، حتی اگر شخصیت شما یک آدم بیسواد است و در طول عمرش دست به هیچ کتابی نزده، بازهم می تواند زیر متن خوبی بگوید به شرطی که از شعور کافی برخوردار باشد و بتواند در مواقع ِ به جا، با یک ضرب المثل یا یک جمله ی عامیانه، زیر متن خوبی را بیان کند.
همانگونه که گفته شد این شخصیت حتما قرار نیست مثبت باشد، بلکه یک آنتاگونیست یا یک ضد قهرمان هم می تواند زیرمتن های خودش را داشته باشد.

....

( آناهیتا مستاجران)

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.


لینک فیسبوک تکنیک های فیلمنامه نویسی

 
A - B - C
ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ٢٠ بهمن ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

اغلب دارای ایده های یک خطی و کوتاه هستیم  و می خواهیم آنها را تبدیل به فیلمنامه کنیم. اما انگار یک چیزی کم است.

نمی دانیم دقیقا  چه بنویسیم.  نمی دانیم از کجا شروع کنیم  و به کجا ختم نماییم.  یک صفحه ی سفید برای تایپ  روبرویمان است و گویی قرار است کوه پیمایی کنیم و تا قله بالا رویم و از همان ابتدا،  قله را دست نیافتنی می بینیم.

اما اینطور نیست. هر قله ای به هر حال دست یافتنی میشود اگر کمی خلاقیت را چاشنی کفشهای خود کنید ! 

و در اما در مورد فیلمنامه :

مثلا  فرض کنید شما چند ایده ی اولیه و خام دارید که غیر قابل تبدیل به فیلمنامه  هستند.  اسم آنها را  A و B  می گذاریم.   

این دو ایده در ظاهر هیچ ربطی به هم ندارند و هر کدام هم کمی ناقص هستند. و چون نمی توانید هیچکدام از این ایده ها را به سرانجام برسانید هر دو را رها می کنید و به دنبال یک ایده ی خیلی توپ می گردید و .... این دور باطل تمام نمیشود !

اما به راحتی می توانید با کمی خلاقیت،  از دل A و B یک اتفاق جدید به نام C  بیرون بیاورید.

C در واقع پلی است که دو حالت A  و B  را  به هم پیوند می دهد و می تواند عناصر خوبی برای پردازش  یک داستان جدید با امکانات وسیع تری برای شما فراهم نماید.

مثلا ایده ی A ، در مورد سارا است که  وارد شهری شده و کیف پول و تمام مدارکش را  گم کرده.

ایده ی  B نیز در مورد بهمن  است که پشت کنکور مانده و اگر اینبار هم قبول نشود باید دو سال به سربازی برود و مشکلاتی برایش پیش می آید. 

حال اگر دقت کنید به ظاهر هیچ رابطه ای بین ایده ی  A و  B نیست.اما می شود با کمی خلاقیت این دو ایده را به هم پیوند داد،  و از دل آنها، یک داستان سومی به نام C بیرون آورد.

هر گاه دفترچه ی ایده های شما ، پر شده  اما هیچکدام نمی توانند به سرانجام برسند بگردید به دنبال تلفیق A و B  ها تا به C برسید.

 

 

(آناهیتا مستاجران ) 

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.


 
سیب . انار . یا بر عکس
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢۳ دی ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

اگر درخت سیب بکارید ، میوه ی شما سیب خواهد بود، نه انار! 

اگر می خواهید انار داشته باشید ، باید درخت انار بکارید و پرورش دهید.

همانطور که غیر ممکن است با پرورش درخت سیب ، بتوانید انار بچینید ، این هم غیر ممکن است در فیلمنامه ای با پردازش یک روایت بی ربط ، میوه ی مورد نظر را بچینید.

یادتان باشد همه ی اتفاقات در فیلمنامه ی شما باید دست به دست هم دهند ، تا میوه  نهایی که همان پایان فیلمنامه است را در اختیار شما قرار دهد، حتی اگر می خواهید فیلمنامه ای با پایان باز بنوسید یا حتی چندین پایان !

اما خوشبختانه، فیلمنامه  مثل درخت نیست که نشود در میانه ی راه ، میوه ی آن را تغییر داد و یا تنه و روایت پردازی آنرا عوض کرد. 

گاهی شما پس از نسخه ی اولیه فیلمنامه تان،  یا حتی در میانه ی راه، به این نتیجه می رسید که بهتر است از درخت سیبی که پرورش داده اید ، انار بچینید ، در این صورت بر می گردید  و روند روایت را به گونه ای دیگر بازنویسی می کنید تا به میوه ی انار برسید. یا بر عکس ! 

سیب یا انار ، انتخاب با شماست.

فقط مراقب باشید ، همان درخت را بکارید نه درختی دیگر. 


( آناهیتا مستاجران )

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.


 
اینها چطوری فکر می کنند ؟
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۸ دی ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

در یک فیلمنامه ، عنصری که باعث ساختن داستان می شود "یک شخصیت" است.

این شخصیت می تواند یک آدم باشد یا یک ماشین اسقاطی،  یا یک مارمولک یا یک درخت، یا همه ی اینها باهم جمع شده اند و قصد دارند داستان شما را جلو ببرند.

شما بعنوان  فیلمنامه نویس و کسی که قرار است روایتی را به پیش برد ، باید بتوانید خودتان را جای تک تک این کاراکترها قرار دهید .

اما خب طبیعی ست که شما هرگز درخت یا مارمولک نبوده اید و نمی دانید در ذهن یک مارمولک چه می گذرد و یک درخت چطور به دنیا نگاه می کند!  

اینجاست که یک عنصر کلیدی به نام "خلاقیت نویسنده " وارد میدان می شود و  این کلیدی ست که هر قفل بسته ای را می گشاید.

نویسنده ی خلاق، می تواند با این قدرت بیکرانش ، وارد بدن یک درخت بشود و از جانب آن درخت،  دنیا رانگاه  و درک کند، و در نتیجه داستانی را از زاویه ی دید آن درخت بنویسد.

همیشه وقتی به کاراکترهای فیلمنامه تان فکر می کنید، از خودتان سوال کنید اینها چطوری فکر می کنند؟ دنیایشان را چگونه می بینند ؟ اگر فلان اتفاق برایشان بیفتد چه واکنشی خواهند داشت ؟  و ...غیره...

از این روش نه تنها در فیلمنامه های فانتزی و تخیلی،  بلکه در فیلمنامه های بر پایه ی رئال نیز می توانید استفاده کنید، و ضمن اینکه منابع تحقیقاتی خود را دارید ، از خلاقیتتان نیز در پیش برد داستان بهره بگیرید. 

....

( آناهیتا مستاجران)

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ،  تنها با ذکر نام وبلاگ و نویسنده، امکان پذیر است.


 
شخصیت و دریا ...
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۳ دی ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

 


1- شخصیت فیلمنامه تان را خوب طراحی کنید .

2- به او یک نیاز بدهید و سپس هدفی را برایش انتخاب کنید تا نیازش را بر طرف سازد.

3- او را در دریایی از موانع قرار دهید که به این آسانی هم نتواند به هدفش برسد .

4- اگر این شخصیت، خوب طراحی شده باشد ، راهش را پیدا خواهد کرد.


...

آناهیتا مستاجران 

لینک فیسبوک تکنیک های فیلمنامه نویسی


 
یا شبیه واقعیت ها یا شبیه آرزوها
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢ آذر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

به هنگام کاربرد تکنیک  همذات پنداری در فیلمنامه نویسی ، دانستن این نکته مهم است که مخاطب شما، دوست دارد داستانی را  که می بیند، یا شبیه به زندگی واقعی او  باشد و یا شبیه به آرزوهایش باشد.

اگر قرار است در فضای رئال بنویسید ، شباهت اول را مد نظر قرار دهید و  اگر میخواهید در فضای فانتزی قلم بزنید، شباهت دوم را، پیاده سازی کنید. 

در نتیجه بسته به میانگین سنی و سلیقه ای مخاطبان، بایستی بدانید آنها چطور زندگی می کنند و  چه  آرزوهایی دارند.

این شناخت، باعث حقیقی شدن فضای رئال و یا  فانتزی فیلمنامه ی شما می گردد.

...

( آناهیتا مستاجران )


 
ابزار فیلمنامه نویس
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ٢٩ آبان ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

درکِ کاملِ اصولِ فنی فیلمنامه نویسی، باعث می شود این اصول، در ناخودآگاهِ شما نهادینه شوند و بی اینکه به آن فکر کنید و بخواهید به روش های مکانیکی ِ بدونِ روح، فیلمنامه ای را بنویسید ، به راحتی و روانی ، یک روایت را از ابتدا تا انتها پیش ببرید .

نهادینه شدن این اصول، باعث میگردد ذهن پردازشگر شما قوی شده ،و بلافاصله  شخصیت ها را در مسیرهای درست قرار دهید، و با سرعت عمل بالایی ، رویداد ها را  پالایش کنید تا به بهترین حالت ممکن برسید.

و اما ابزار شما برای رسیدن به چنین جایگاهی ، علاوه بر درک  فنون فیلمنامه نویسی ، داشتن خلاقیت است .

تنها و تنها با خلاقیت است که می توانید ذهنی داستان پرداز داشته باشید.

با اینکه قوانین نوشتن،  یک سری اصول  مشخص و نسبتا ثابتی هستند، اما هرگز هیچ دو فیلمنامه ای  مثل هم نخواهد بود و آنچه که هر داستانی را از داستان دیگر متمایز می کند، روح خلاقیت نویسنده است که هر بار در هر روایتی به یک شکل جدید ظاهر میگردد. 


( آناهیتا مستاجران )


 
دیوار بتونی !
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۳ آبان ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

فیلمنامه نویسی یعنی خلق یک یا تعدادی شخصیت که هر کدام بسته به جایگاه و درجه ای که شما برای آنها تعریف کرده اید، می توانند موتور ماشین داستان را به حرکت در آورند.

 امابرای اینکه ماشین داستان شما در انتها با یک دیوار بتونی تصادف نکند، باید بدانید شخصیت هایتان کیستند و چه می خواهند. 

باید بدانید چه هدفی دارند به کجا می خواهند برسند و اصلا چرا دارند این کارها را انجام می دهند؟  

پس قبل از نوشتن،  ابتدا به عمقِ شخصیت های فیلمنامه تان نفوذ کنید و کوچکترین احساسات و عواطف آنها را زیر ذره بین قرار دهید.

آنها را به طور دائم رصد کنید و بفهمید چه چیزی در ذهنشان می گذرد.

چه انگیزه های پنهانی دارند که نباید آشکار شود. 

چه نیازهایی دارند. 

چطوری با وجدانشان حرف می زنند که قانع شوند تا فلان کار را انجام دهند تا ندهند... 

تاجاییکه  می توانید، مواردی از این قبیل را به دقت زیر ذره بین قرار دهید.

 آنگاه  با خیال راحت، ماشین داستان را روشن کنید و شروع به حرکت نماید  تا به پایان سفر فیلمنامه ای خود برسید.

البته قطعا در راه، پیچ و خم هایی هست که حرکت ماشین را کُند خواهد کرد، اما مطمئن باشید اگر عملیات نفوذ به شخصیتها را انجام داده باشید ، در پایان با یک دیوار بتونی تصادف نخواهید کرد.

( آناهیتا مستاجران )

 

 


 
شخصیت های بد شانس ِ دوست داشتنی!
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ٢٦ مهر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

اگر شخصیت اصلی فیلمنامه ی شما ، خیلی خوش شانس باشد ، اگر  همیشه  اوضاع بر وفق مرادش باشد، و اگر  دست به هر کاری که  می زند با موفقیت همراه باشد ، و اگر هیچ کسی با او دشمنی نداشته باشد، و اگر هیچ سدی جلوی راهش قرار نگیرد .... این یعنی که  شمای فیلمنامه نویس ،به احتمال زیاد،شخصیت اصی خود  را در تابوت گذاشته اید، و در حال فراهم آوردن مراسمِ تدفین او هستید!

اما بر عکس ، اگر شخصیت اصلی شما از زیرِ بارانِ بلایا  و تند بادِ حوادثِ سخت و  ناخواسته ، با هر جان کندنی که شده،  جان و روح سالم به در برد، آن وقت است که قصه ای خلق کرده ، چون مسیری را ساخته است،  و به اصطلاح، زنده است و نه ، مُرده!

کمی بدشانسی سر ِراهِ شخصیت قرار دادن ، او را دوست داشتنی تر می کند! 

...

( آناهیتا مستاجران )


 
ارتفاعِ فیلمنامه
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

ارتفاع فیلمنامه ی شما چقدر است ؟ آیا اصلا ارتفاعی دارد؟ یا فقط یک نقشه ی دوبُعدی ست که روی کاغذ کشیده شده ؟

فیلمنامه یک اثر سه بُعدی است . یعنی به غیر از طول و عرض،  بایستی دارای  عمق  نیز باشد.

عمق بخشیدن به یک فیلمنامه همانطور که بارها و بارها اشاره شده ، نیاز به بازنویسی های مکرر دارد.

اما با چه ابزارهایی می توان به فیلمنامه عمق بخشید ؟

1- پیش نویس داستان زندگی شخصیت های اصلی را نوشتن ، و وارد کردن روح این گذشته در زمانِ حالِ شخصیت ها.

2- استفاده از موتیف های ظریف با حداقل دو بار تکرار و نتیجه گیری نهایی از موتیف در مرتبه ی سوم. 

3- کنار زدن لایه های سطحی نیازدراماتیک شخصیت، و نشان دادن لایه های عمیق تر  نیاز دراماتیک او.

4- تعداد سکانس هایی که همراه شخصیت اصلی هستیم باید بیشتر شود.

5- به کار بردنِ کمی طنز .

6- پرهیز جدی از "رو" نشان دادن داستان و نتیجه گیری های سریع و ساده . اجازه دهید مخاطب خودش به کشف ، و نتیجه گیری نائل آید. او باید عمق داستان را خودش ببیند نه اینکه شما برایش  تعریف کنید .

7- نشان دادن برخی رفتارهای روز مره ی معمولی در شخصیت ها. مثل غذا خوردن. حمام رفتن. خرید کردن و هر رفتار معمولی دیگری که هر شخصی در زندگیش روزانه انجام می دهد. ( اما به خاطر داشته باشید حتی از همین سکانسهای به ظاهر ساده هم می توانید بهره برداری های خوبی در جهت پیشبرد داستان انجام دهید . یعنی با یک تیر دو نشان بزنید !  )

...

( آناهیتا مستاجران )


 
کشف های جدید در راهند !
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ٢٢ مهر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

بسیاری از نویسندگان دنیا چه آنها که در قید حیات نیستند چه آنها که هنوز مشغول نوشتن هستند ، عقیده دارند نویسدگی یعنی بازنویسی .

داستان شما از هیچ خلق می شود. قرار است شما داستانی را برای دیگران تعریف کنید در حالیکه هنوز خودتان هم چیز زیادی از این داستان نمی دانید. اما با به کار گیری فنون مختلف فیلمنامه نویسی از جمله شحصیت پردازی ، پیدا کردن نقاط فیلمنامه ، پیدا کردن یک شروع خوب،  ایجاد یک پیرنگ قوی و غیره.... مشغول نوشتن می شوید و تا آخر پیش می روید،  اما به احتمال 90 در صد نسخه ی اولیه ی فیلمنامه ی شما حرف زیادی برای گفتن ندارد و شاید هم نا امید کننده باشد.

اما دست از کار نکشید. نوشتن شما از حالا است که شروع شده ، و تا پیش از آن فقط داشتید مراحل مقدماتی را طی می کردید!

شما با هر بازنویسی، به کشف جدیدی می رسید و حتی ممکن به یک پیرنگ بهتری برسید و یا شخصیت اصلی شما کاملا عوض شود حتی ممکن است شخصیت شما در بازنویسی های بعدی، از یک مرد، تبدیل به یک زن شود یا برعکس...

پس ببینید که تا چه حد  بازنویسی مهم است ! ؟


 ( آناهیتا مستاجران. )


 
لیست سیاه
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢٧ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

هر شخصی در زندگی معمولی اش یک لیست سیاه دارد  که مثلا چه کارهایی را انجام ندهد یا با چه کسانی نشست و برخاست نداشته باشد و یا  چه غذاهایی را نخورد و به چه جاهایی نرود و غیره...

در فیلمنامه نویسی نیز چنین لیست سیاهی وجود دارد که شاید با گذر زمان و شرایط روز این لیست سیاه متغیر باشد.

برخی مواری که یک فیلمنامه نویس باید در لیست سیاه فیلمنامه اش قرار دهد :

1- طولانی نوشتن شرح صحنه ها و دیالوگ ها

2- شعار دادن و  رو حرف زدن به جای خلق یک قصه ی جذاب

3- ترسیدن از نوشتن چیزهایی که قبلا نوشته نشده

4- تصور اینکه فیلمنامه نویسی یک امر روتین است و نیازی به خلاقیت لحظه به لحظه ندارد 

5- نوشتن ، بدون دانستن مفهوم کلی روایت

6- خلق شخصیت های شبیه به هم

7- نپرداختن به گذشته ی شخصیت ها و تعمق نکردن در ذهنیت آنها

8- ساده انگاری و پیچیده نکردن روایت و به عبارتی تنبلی

9- ندانستن ژانر و ساختار  فیلمنامه و باری به هر جهت نوشتن

10- نداستن نقاط عطف ، نقطه ی اوج ، نقطه ی میانی و از همه مهمتر نداشتن یک پیرنگ قوی

11- شروع و معرفی طولانی تر از 5 صفحه

...

( آناهیتا مستاجران)


 
آخرین صفحه
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

صفحه ی آخر فیلمنامه ی شما صفحه ی ضربه ی نهایی است... صفحه ی حیاتی...

مفهوم اصلی فیلمنامه ی شما در آخرین صفحه است که خودنمایی می کند.

در آخرین صفحه است که یا برنده می شوید یا بازنده...

در آخرین صفحه است که تمام آنچه در طول فیلمنامه قصد گفتنش را داشتید و از قبل نهادینه کرده بودید نمایان می گردد.

برای نوشتن صفحه ی آخر ، سعی کنید هر چه بیشتر تصویری کار کنید و برای نوشتن دیالوگ های آن حتی اگر قرار است چندین شبانه روز هم وقت بگذارید مهم نیست ، چرا که باید در فشرده ترین و تاثیر گذارترین حالت ممکن نوشته شوند.

مراقب صفحه ی آخر باشید... 

 ( آناهیتا مستاحران )


 
just a dialogue problem
ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۸ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

 

گاهی نیاز است برای بر طرف کردن یک مشکل کوچک در دیالوگی ، راه حل را در لایه های زیرین فیلمنامه پیدا کنید.  راه حل شما می تواند در ایجاد یک پیرنگ قوی تر. ساختار یا شخصیت های قوی تر و یا کمکش های قوی تر وحتی یکی از صحنه های موجود در فیلمنامه تان باشد !

منبع در عکس ذکر شده


 
خسیس نباشید
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢٩ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

اگر می خواهید فیلمنامه ی بلند شما،  پر از حرف برای گفتن باشد ، دست از خسیس  بودن  بردارید و به جای یک ایده ، از چندین ایده استفاده کنید.

یک ایده ی خوب شما را تنها را تا نیمه های راه می برد و پس از آن نمی دانید با بقیه ی وقت اضافی فیلمنامه ی خود چه کنید.  اینجاست که  سقوط فیلمنامه آغاز می شود و  مخاطب را خسته و کسل می کنید  و او از خودش می پرسد  چرا اینطوری شد !

دلیلش واضح است .  حرفهای فیلمنامه نویس تمام شده و دارد لفتش می دهد!

اما اگر فیلمنامه نویس  از همان اول خسیس نباشد و ایده های بیشتری را در فیلمنامه بیاورد متوجه می شود که نه تنها وقت اضافی نمی آورد بلکه مجور می شود  با شدت تمام شروع به حذف بسیاری از سکانس ها و دیالوگ ها نماید تا کمی از حجم فیلمنامه کم شود.

البته دقت کنید ایده هایی که وارد فضای فیلنامه می کنید باید در جهت پیرنگ اصلی باشند چرا که در غیر این صورت باز هم فیلمنامه مسیر درستی را طی نخواهد کرد و دلچسب نخواهد بود.

 

( آناهیتا مستاجران )


 
Power of words
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢۱ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

قدرت زیادی در کلمات هست به شرطی که آنها را  با شلختگی در هم نیامیزید. 



 
آنالیز ساختار فیلمنامه ی خارجی Frozen
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ٦ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

آنالیز ساختار فیلمنامه ی ( یخ زده Frozen ) در سایت همه چیز درباره فیلمنامه .
نوشته ی : آناهیتا مستاجران
با سپاس از مدیریت سایت آقای بابک حجازی

لینک مطالعه :
http://www.allaboutscreenplay.com/fa/component/jreviews/my-reviews?Itemid&user=209

به همراه دو نقد خواندنی از خانم ها ( هدا عربشاهی و محبت محبی )


 
متفاوت باشید
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

دنیای امروز بسیار متنوع تر از 10  یا 20 سال پیش شده است. این تنوع،  قدرتِ انتخابِ مخاطب را  آنچنان بالا برده که رقابتی تنگاتنگ در همه ی عرصه ها ایجاد کرده . از جمله دنیای سینما.

در فیلمنامه ی شما راههای زیادی برای شخصیت ها و ماجراها وجود دارد تا داستان را به سرانجام برسانند. اما شما  به هیچ وجه ساده ترین و تکراری ترین آنها را انتخاب نکنید !

بلکه برعکس، در پی کشف جدیدترین  و بکر ترین مسیر ها برای حرکت روایت خود باشید.

لازمه ی این کار آن است که متفاوت فکر کنید.

متفاوت بنویسید. حتی نسبت به نوشته های قبلی خودتان !


(آناهیتا مستاجران )


 
مهندسی معکوس
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۸ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

خیلی از دوستان می پرسند : چه کار کنیم که یه فیلمنامه ی خوب بنویسیم ؟

پاسخ من هر چند قطعی نیست اما امیدوارم کمی کاربردی باشد :

از مهندسی معکوس استفاده کنید.

یک فیلمِ خوب  را با دقت ببینید. به شیوه ی پردازش روایت آن توجه کنید . ببینید فیلمنامه به چه صورتی نوشته شده . شخصیت ها چگونه در دل ماجراها حرکت می کنند. چه مواقعی  باعث شوک در شما می شود ، چه مواقعی باعث تحسین شما می شود و  مهمتر اینکه در کجاها احساس می کنید اگر طور دیگری بود بهتر بود.

با دقت، ریز به ریز فیلمنامه را در ذهن خود تجزیه تحلیل کنید. سکانس به سکانس را بررسی کنید و دیالوگ ها را مورد قضاوت قرار دهید و هر کاری از این قبیل....یعنی مهندسی معکوس را به کار ببرید. 

 

با آرزوی بهترین ها :)

آناهیتا مستاجران

 


 
پرتاب موشک
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ٦ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

فیلمنامه نویسی شبیه پرتاب موشک به سمت کره ی ماه است ! 

باید محاسبه کنید که چه میزان سوخت برای حرکت موشک از زمین به سمت فضا و کره ی ماه نیاز دارید.   اگر  سوخت شما به اندازه ی کافی نباشد،  یعنی رها شدن میان زمین و  آسمان...

سوخت کافی برای هر فیلمنامه را پیرنگ اولیه ی داستان تامین  می کند. 

 فیلمنامه ی بدون پیرنگ صحیح چیزی بیش از اجرام سرگردان فضایی نیست...اما یک پیرنگ قوی، شما را تا کره ی ماه خواهد برد حتی اگر در نسخه های اولیه این اتفاق نیفتد اما در بازنویسی های بعدی بالاخره موفق خواهید شد. 

( آناهیتا مستاجران )

 


 
دمیدن روح
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

به یاد داشته نسخه ی اولیه ی فیلمنامه ی شما مانند یک خمیر بی رنگ و شکل است که برای زنده شدن احتیاج به روح دارد.

باید روح را در فیلمنامه ی خود بدمید و هیچ راهی جز بازنویسی های مکرر و  طاقت فرسا برای زنده شدن فیلمنامه وجود ندارد.

پروسه ی بازنویسی در نگارش فیلمنامه در کشور ما نادیده گرفته شده و همینکه فیلمنامه ی ما به 70 صفحه رسید فکر می کنیم کار تمام است. اما غافل از اینکه تازه آغاز راه است. 

البته توقف حداقل یک هفته تا یک ماه برای شروع هر دور از بازنویسی بهتر از این است که بلافاصله پس از نوشتن نسخه ی اولیه شروع به بازنویسی نمایید.

در این فاصله می توانید از نظرات صاحب نظران بهره مند شوید و شما عملا در طی این مدت در حال بالا بردن پتانسیل خود هستید و فکر نکنید بیکار نشسته اید.

هیچ فیلمنامه ای بدون روح ارزش ندارد.

روح فیلمنامه ی شما پس از نگارش نسخه های  دوم و سوم و چهارم به بعداست که ظاهر می گردد ! 


( آناهیتا مستاجران )


 
مخاطب
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 فیلمنامه ی شما نباید طوری نوشته شود که مخاطب احساس کند به شعورش توهین شده است. 

همیشه خود را جای مخاطب بگذارید و ببینید اگر شما با چنین فیلمنامه ای مواجه می شدید چه احساسی داشتید؟

آیا خوشتان می آمد ؟ و یا از اینکه هوش و ذکاوت شما را نادیده گرفته اند ناراحت می شدید ؟

سعی کنید در نوشتن  سکانس به سکانس و دیالوگ به دیالوگ این مورد را مد نظر داشته باشید. 

هیچگاه مخاطب را دست کم نگیرید .

 

( آناهیتا مستاجران)




 
نگارش فیلمنامه
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

متن فیلمنامه ی شما علاوه بر اینکه روایت را به بهترین نحو ممکن بیان می کند،می بایست دارای یک ویژگی بسیار مهم دیگری  هم باشد و آن نگارش صحیح است.

نگارش صحیح  با بازنویسی های مکرر به دست می آید.

استفاده از نشانگر هایی مثل کاما ( ویرگول) ، نقطه ، علامت سوال و گاه علامت تعجب، برای درک بهتر مفهوم جمله مهم است.

سعی کنید تا می توانید  مختصر  اما مفید بنویسید. تعداد لغاتی که به کار می برید را کم کنید اما در عین حال مفهوم جملات را زیادتر کنید.

فاصله ی بین هر سطر تا سطر بعدی را بیش از یک فاصله در نظر بگیرید تا چشم خواننده را خسته نکند.

اگر فرصت کافی دارید، پس از اتمام متن نهایی سعی کنید چند روزی سراغ فیلمنامه نروید و بعد از چند روز دوباره شروع به بازنویسی کنید. در این صورت بسیاری از اشکالات تایپی خود را متوجه خواهید شد طوریکه قبلا متوجه اش نمی شدید.

از شرح صحنه های طولانی پرهیز کنید. جزیات زیادی هستند که زیاد هم مهم نیستند اما گاه بیش از اندازه به آن می پردازید و باعث ایجاد خستگی در خواننده ی فیلمنامه می شود. یادتان باشد حتی کمی خستگی و احساس سر رفتن حوصله ی خواننده ، یعنی یک قدم نزدیک شدن به سمت شکست فیلمنامه. 

نگارش فیلمنامه را دست کم نگیرید !


( آناهیتا مستاجران )


 
فیلمنامه ی بلند
ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

دوستان خوب و نازنینم ، ممنون از همه ی پیامهامتون و مطمئن باشید سر فرصت دوستانی که فیلمنامه فرستادن رو راهنمایی خواهم کرد. اما نکته ی مهم : مطالب این ویلاگ فقط در مورد فیلمنامه نویسی بلند ( 90 و بیش از 90 دقیقه ) هست و نه فیلمنامه های کوتاه.

با توجه به اینکه فیلمنامه نویسی بلند در کشور ما به شدت ضعف داره و مشکلات زیادی در پردازش روایت گرفته تا شخصیت ، در اونها دیده می شه ، هدفم این هست که در حد توان خودم ، نسل جدیدی که علاقه مند و مستعد به نوشتن فیلمنامه های بلند هستند رو راهنمایی کنم تا  آینده ی سینمای قصه پرداز ما ، بهتر از گذشته باشه و در آینده فیلمنامه نویسانی  داشته باشیم که با قلمی توانا و ذهنی خلاق، صنعت سینما رو از این ورشکستگی نجات داده  و  شاهد فیلمهایی باشیم که ارزش یکی دو ساعت وقتی که برای دیدنشون می ذاریم ، داشته باشن .

با احترام و عشق و انرژی مثبت و آرزوهای خوب...  :)


 
ایده ها از کجا می آیند ؟
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۳ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

ایده ها همه جا هستند و به راحتی قابل دسترس شما،  اما دیدن آنها نیاز به چشم دیگری دارد.

بهتر است به غیر ممکن هایی که می توانست وجود داشته باشد فکر کنید تا به ایده های تازه و بکر برسید. 

ذهن تان را از تمام کلیشه ها خالی کنید تا  فضای بیشتری برای دریافت ایده های جدید و غیر تکراری داشته باشد.

افکارتان را آزادانه  به پرواز در آورید تا بتوانید در سرزمین های جدید پرواز کنید .

با ذهن بسته و با تقلید از دیگران شاید یکی دوبار موفق شوید اما همیشه نه.

خودتان را باور داشته و مطمئن باشید ایده های نو در اتظار شما هستند فقط باید با چشم دیگری به دنبالشان بگردید.


( آناهیتا مستاجران )


 
let it go
ساعت ٤:٢٦ ‎ق.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

در سایت همه چیز درباره فیلمنامه  تحلیل ترانه ی فیلم Frozen  برنده ی اسکار

2014 را می توانید مطالعه نمایید.

ترجمه و نگارش : آناهیتا مستاجران


 
رو دست خوردن !
ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ٢٧ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

باور کنید یک فیلمنامه ی خوب ، چیزی نیست جز یک قصه ی خوب و غیر قابل پیش بینی ،  نه یکسری شعار و نصیحت های پدارنه یا مادرانه در قالب داستانهای کلیشه ای و تکراری که انگار سری دوزی شده اند ! 

99 درصد از مردم برای تفریح و  لذت بردن، فیلمی را تماشا می کنند و نه برای شنیدن شعار و نصیحت. 

همه ی ما به قصد گریز از جهان واقعیت، فیلمی را تماشا می کنیم و انتظار داریم  لحظاتی که با فیلم همراهیم ، لحظاتی مفرح و پر هیجان باشد. ما به شدت دوست داریم که از فیلمی که می بینیم رو دست بخوریم و آنچه حدس زدیم  اشتباه از آب در آید.

هر چند اصولا در جهان واقعی ، مردم از رو دست خوردن خوششان نمی اید اما دنیای سینما تنها جایی است که رودست خوردن و غافلگیر شدن در آن ، لذت بخش است...

پس از همین حالا تمام کلیشه ها را به تاریخ بسپارید و مغزتان را ارتقا بخشید و  سعی کنید با قدرت بیکرانِ خلاقیتتان، داستانهای جدیدی خلق کنید .داستهایی که مردم از آن رو دست بخورند !

( آناهیتا مستاجران)

 


 
میخ و میخکوب
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۸ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

هر آنچه از قوانین ساختار سه پرده ای کلاسیک در نوشتن فیلمنامه گفته  شده، و هر میران تاکیدی که بر رعایت این قوانین شده است ، فقط و فقط به یک منظور است :

به منظور جذاب تر کردن فیلمنامه  و دیگر هیچ ! 

قرار نیست مخاطب ، فیلمنامه را آنالیز کند تا ببینید آیا واقعا از سنترپونیت( نقطه ی مرکزی) استفاده کرده اید یا نه . یا مثلا نقطه ی عطف اول در کجای فیلمنامه رخ داده و یا چه زمانی قهرمان وارد مرحله ی گره گشایی شده است و ....غیره !

اما رعایت این قوانین، و دانستن آنها باعث می شود فیلمنامه ی شما به یک فیلم خوب و جذاب و دیدنی تبدیل شود، فیلمی که مخاطب را روی صندلی میخ کوب  کند نه اینکه میخی باشد بر روی صندلی اش !

مراقب باشید فیلمنامه ی شما تبدیل به میخ نشود ، بلکه میخ کوب کند ...!!!


((آناهیتا مستاجران ))


 
← صفحه بعد